داستان کوتاه ‹‹ ملّا تانگری بردی ›› و تعجیل در ازدواج !

]‹‹ حاجی آخوندهای جوان ، لطفاً برویم بیرون ، به داخل حیاط ، من ، پنج دقیقه ، عرضی دارم با مردم و با این دختران و پسران جوان ، شما علما در کنارم حضور فیزیکی داشته باشید و گفته های مرا تحت نظر قرار دهید! ›› . آخوند ها که ، ملّا تانگری بردی را از قبل می شناختند ، و با شگردهای او آشنا بودند ، با کمال میل و به اتّفاق ، همه ، بیرون آمدند .

‹‹ ملّا تانگری بردی ›› با صدایی رسا گفت : ‹‹ ای اهالی روستا ، جوانان و کودکان ساکت باشید و به من نگاه کنید ››. همه ساکت شدند ، در یک سمت زنان و دختران بودند و در سمت دیگر مردان و پسران و کودکان بازیگوش قرار داشتند. ‹‹ ملّا تانگری بردی ›› گفت : ای جماعت ! ای اهالی روستا ! ، در کنارمن این چند تا آخوند جوان هم هست و من سنّ و سالی از اینها بیشتر دارم و نیمچه ملّایی هم هستم و چند تا کتاب هم ورق زده ام. در حضور این آخوندهای جوان سخنانی سرنوشت ساز و مهمّ می خواهم عرض کنم و می خواهم آنچه بردوشم سنگینی می کند، برداشته شود. و من این رسالت را به شما ابلاغ کنم و راحت شوم. سپس ‹‹ ملّا تانگری بردی ›› سخنان خود را این چنین شروع کرد:

در قرآن ما آمده : ‹‹ اعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم ، بسم الله الرحمن الرّحیم ، وَأَنکِحُوا الْأَیَامَى مِنکُمْ وَالصَّالِحِینَ مِنْ عِبَادِکُمْ وَإِمَائِکُمْ إِن یَکُونُوا فُقَرَاء یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ ››
بى‏همسران خود‹‹ دختران و پسران ›› و غلامان و کنیزکان درستکارتان را همسر دهید اگر تنگدستند خداوند آنان را از فضل خویش بى‏نیاز خواهد کرد و خدا گشایش گر داناست.

و حدیث داریم : پیامبر ( ص ) به حضرت علی ( رضی الله عنه ) فرموده است : سه چیز را به تأخیر نیانداز: (1) نماز چون وقتش فرا برسد ، (2) جنازه و میّتی که آماده برای دفن شود ، (3) فرزندی که همسری ‹‹ واجد شرایط ›› برایش پیدا شود.
باز حدیث داریم : پیامبر (ص) : فرمود : برای هر کس فرزندی متولّد شد ، نام خوبی برایش انتخاب بکند، او را درست تربیت کند و هنگامی که به سنّ بلوغ رسید او را همسر بدهد و اگر در ازدواج تأخیر کند و فرزند به گناهی مبتلا شد گناهش به گردن پدر اوست. ››.

ای جماعت !، پدران و مادران ! وای دخترها یی که 14 ساله شدید ! و ای پسرهایی که 16 سال و بالاتر هستید ، بدانید و آگاه باشید ، ‹‹ در اسلام بلافاصله پس از بلوغ ، ازدواج سنّت است ›› !. و خداوند پشتیبان و حامی زوج جوان صالح و دیندار است.

پدرها و مادرها ! به ساختمان و آپارتمان سنگ مرمر نچسبانید ، ماشین پراید و پژو و ... نمی خواهد سوار شوید ، به فکر فرزندانتان باشید و حقّشان را ادا کنید و سر و سامان شان دهید.!!.

جوانان عزیز ! توقّعات را کم کنید ، برای ازدواج تعجیل کنید. دختر ، مهریّه را که حقّ شرعی اوست می تواند به طور کلّی به داماد ببخشد ، مبلغ مهریّه را بسیار کم و به اندازه ی جهیزیّه و اثاثیه ی ساده و کم برای زندگی دو نفری کاهش دهید. جوانان ! اگر زود ازدواج کنید دیگر به سیگار و ناس و تریاک مبتلا نمی شوید ، زیرا پیامبر(ص) بهترین نعمت و بهترین تفریح و لذّت را در این دنیا در وجود همسر و در ذات زن و شوهری دانسته و تأکید کرده است.

ای جوانان ! بنده ، این ملّا ، در 15 سالگی ازدواج کرده و از همان موقع هیچ گاه ‹‹ نوشابه و بستنی و ... ›› را دلم نیامده در بقّالی، به تنهایی صرف کنم و در منزل ، کنار ‹‹ گلّه جه تان ›› (همسرم ) و با فرزندان صرف کرده ام.

نگویید کار نداریم و مسکن مستقلّ نداریم . ازدواج کنید و در منزل پدر باشید و تحت تکفّل پدر باشید و به آنها تکیه کنید ، آنگاه تحصیل کنید ، دانشگاه بروید ، و در اوقات فراغت کار کنید ، بعد ها کارمند و معلّم و دکتر و مهندس و شاغل هم می شوید. و اگر در اوّل جوانی ازدواج کنید قدر زندگی را و قدر پول را خوب خواهید دانست و معتاد تریاک و مورفین و شیشه و کراک وکریستال و ... نخواهید شد و انگیزه ی شما برای کار و زندگی هم زیاد خواهد شد.

پدرها و مادرها شما روی گفته های من خوب فکر کنید ، بحران جوانی و احساسات فرزندانتان را خودتان درک کنید ، در دستگاه های سی دی و ویدئو و کامپیوتر و موبایل و ماهواره همه جور تحریکات جنسی می گویند به تماشا و در معرض دید نوجوانان گذاشته اند، قبل از آنکه آنها احساس خود را از ابراز برای شما وا بمانند و در جاهایی که نباید بروز دهند ، به ظهور برسانند و گرفتار انحراف و فساد شوند، و ... خودتان آنها را دریابید ، فردای قیامت ، شما مسؤول هستید و باید پاسخگو باشید!.

در اینجا سخن ‹‹ ملّا تانگری بردی ›› تمام شد، دقیقه ای آخوند های جوان و جماعت حاضر، با تبسّم و لیخند به همدیگر نگاه می کردند، بعداً صدای خنده ی مردم ، آهسته آهسته ، بلند تر شد ...

و شاید برغم و اندوه برخی از پدران و مادران و تازه جوانان دختر و پسر که در آن میان ، سخنان ‹‹ ملّا تانگری بردی ›› را شنیدند ، افزوده شد و آنها را به فکر فرو برد ، آیا با بیکاری و فقر مالی ...، ازدواج !!! ، ... آیا جوان فقیر با ازدواج احساس خوشبختی خواهد کرد؟!!! و آیا با تعجیل در ازدواج ، تغییری در زندگی حاصل می شود؟!!! و خداوند ، واقعاً از جوان متأهّل حمایت می کند؟!!! و امدادی از خداوند می رسد؟!!! .... آیا در قرآن چنین گفته است ؟!! ...

پایان داستان.
خداوندا ، به ایمان و باور ما ، به غیب و به آنچه نازل کرده ای به پیامبر(ص) و آنچه پیش از وی بر پیامبران عظیم الشأن نازل کرده ای ، بیافزا و به عبادت و بندگی مان هدایت و توفیق ده ، آنگاه ما را به اطمینان و یقین برسان !!! - آمین یا ربّ العالمین .

/ 3 نظر / 70 بازدید
الياس

سلام . دوست عزيز اين مطلب از بنده الياس مدير وبلاگ « پيش به وي خدا » ميباشد از اينكه در وبتان درج كرديد خوشحال شدم ولي آيا بهتر نبود منبع را ذكر مي كرديد ؟!

الياس

www.turkmen-elyas.blogfa.com : وبلاگ پيش به سوي خدا

الیاس

سلام برادر عزيز بله ؛ در وبسايت گميشان هم اين مقاله « داستان ملّا تانگري بردي و تعجيل در ازدواج » هست؛ كه خودم ارسال كرده بودم ؛ و مدير وبسايت گميشان فرستنده مقاله را به نام بنده « elyas » ثبت كرده است. و همچنين اين مقاله در وبسايت« توركمنلري دات كام » هم به نام بنده « elyas » ثبت شده است. منم شما را متقابلاً لينك مي كنم . تشكّر لر بيلن