نویسنده: حبیب ترکمن - دوشنبه ٢۸ شهریور ۱۳٩٠


ترکان پیش از اسلام، بنابر باورهای شامانیستی خود نهادهای طبیعت را مقدس می شمردند. بدین لحاظ اسامی برگرفته از طبیعت و محیط، در بین آنها از جایگاه خاصی برخودار بود. نام فرزندان اوغوز خان: گون (خورشید)، آی (ماه)، ییلدیز(ستاره)، گُُوک (آسمان)، داغ ( کوه)،‌ دنگیز (دریا)‌ خود نمونه ای صریح بر این مصداق است.
امروزه در بین ترکمنان ایران نامگذاری بر این اصول با اینکه رنگ و روی سابق را ندارند، ولی با این حال توانسته است موجودیت نسبی خود را حفظ کند. مثلا دانگ آتار ( وجه تسمیه نوزادی که به هنگام سپیده سحر به دنیا آمده باشد)، غمیر ( وجه تسمیه نوزادی که به هنگام بارش باران به دنیا آمده باشد)، تویلی (عموما به نوزادی اطلاق می شود که در طول مراسم جشن و عروسی به دنیا آمده باشد)، ییلدیریم (رعد وبرق)، آی لر ( ماهان) از نام های متداول ترکمنی هستند.

باز در ارتباط با الهام گیری از طبیعت و شرایط زیست محیطی نام حیواناتی چون قوچ، آرسلان( شیر)، قورت ( گرگ)، ییلغی (گله اسب )، مارال ( آهوی ماده)، کوشک ( بچه شتر)، سونا (مرغابی ماده) نیز به عنوان اسم برگزیده می شوند


آمال و آرزو های والدین به عنوان یکی از مهم ترین عوامل موثر بر امر نام گذاری، از حیطه اعمال وسیعی برخوردار است. باتیر به معنی باشهامت، بایار به معنی ارباب، سرور و آقا، مرگن به معنی تیرانداز ماهر و چیره دست، تایماز به معنی قرص و محکم و پابرجا.

خانواده ای که عزیزی را به سفری دشوار و یا جنگ فرستاده، فرزند خود را امان گلدی، امان مراد، امان بی بی و ... نامیده و بدین وسیله آرزوی به سلامت برگشتن عزیز خود را آشکار ساخته است .اوغل دوغدی، اوغل جمال، اوغل بخت و ... اسم هایی هستند که نامگذاران با انتخاب آن برای نوزاد دختر، تمایل و آرزوی خود را برای صاحب شدن به اولاد ذکور منعکس کرده اند. در نامگذاری روستاهای ترکمن نیز نماد های برگرفته از خصوصیات جغرافیای انسانی و طبیعی، بیشترین تاثیر را داشته است.

چنانچه ایمر به شخص بسیار نیکو و توانگر گفته می شود. کلته به معنای کوتاه قد، دیه جی به معنای شتردار، یلقی به معنی گله اسب، قره اینجیک به معنی ساق سیاه، ایگدیر به معنای بزرگی و مردانگی، بادراق به معنای پهلوان، تکه به معنی بُز نر و کتوک به معنی کنده درخت است
دراین راستا نام تعدادی از روستاهای ترکمن صحرا نیز از نام، اوصاف و یا مشخصه های بارز اولین ساکنان ویا بانیان آن نشات گرفته است.
به عنوان نمونه خوجه نپس یکی از تجار معتبر اواخر دوره قاجاریان است که در کرانه خاوری دریای خزر روابط تجاری خوبی با روسها داشت. قلیچ ایشان از خوانین برجسته گوگلان ها در اواخر دوره قاجاریان بوده است. سلاق نوری، سلاق غایب، سلاق تاچ محمد، قرینجیک قربان آخون، قرینجیک خوجه خان، قوچ مراد، کریم ایشان، هوزحاجی، امان قرجه، حاجی بالقان، اوراز آخون، جاللی آخون، اورکت حاجی، صوفی کم، نام برخی دیگر از این تیپ روستاهاست که با نام بانیان آن شناخته می شوند. نام اوبه های (و بعضا تیره های) قره باش، کوسه، کورشیخ، ترناقلی، چاریقلی، قولاق کسن نیز به احتمال قوی در ارتباط با اوصاف و مشخصه های بانیان این آبادی ها هستند. خصوصیات طبیعی زیستگاه نیز در نامگذاری (و یا نامگیری) اوبه تاثیر بسزایی داشته است. بسیاری از نام های زیبای اوبه های ترکمن انعکاسی از جغرافیای طبیعی زیستگاه است که در زیر به تعدادی از آنها اشاره می شود


آق قلا
به معنی قلعه سفید نام این شهر برگرفته از قلعه ای سفید است که در زمان حکومت (آل زیار) در محل کنونی آق قلا ساخته شد و (اسپی دژ) نام گرفت. ترکمنان خصوصا بدنبال سلطه سلجوقیان، آن نواحی را به عنوان بخشی از چراگاه و زیستگاه خود مورد استفاده قرار دادند. بعدها طهماسب شاه صفوی در حاشیه رود گرگان در کناره خرابه های آن قلعه که احتمالا در یورش چنگیز و یا تیمور تخریب شده بود، قلعه دیگری بنا کرد که بعدها برای اسکان قاجاریان تخصیص داده شد. با آنکه نام مبارک آباد بر آن نهاده شده بود، می توان حدس زد که ترکمنان در آن تاریخ نیز نام آق قلا را بر آن ترجیح داده اند، چنانچه در مکاتبات دوره قاجاریان می بینیم که این نام رسمیت داشته است. در دوره پهلوی با وجود اعطای رسمی نام پهلوی دژ مردم آن مرز و بوم به جز مکاتبات رسمی هیچگاه این نام بی مسمای تحمیلی را به کار نبردند. کما اینکه بعد از انقلاب نیز نام آق قلا دوباره رسمیت یافت.

باش یوسقا
به برآمدگی خاکی روی قبرها یوسقا ( یوسکا) گفته می شود. در زمانهای قبل، ترکمنان بنا به باورهای خود آرامگاه بزرگان و شهیدان خود را مرتفع تر از بقیه می ساختند. بزرگی تپه های خاکی قبور، نشان از احترام و اعتبار شخص در بین مردم داشت.حفاری های باستان شناسی حکایت از این دارد که آرامگاه بزرگان ترکهای قبل از اسلام گاها اتاقی بوده است که شخص مرده را به همراه مقداری خوراکی، وسایل رزم و اسبش در آن می نهادند.
در باور ترکمنان، ریختن هفت بیل خاک بر روی قبور، یکی از آداب تدفین به شمار می آید. با این وصف تپه های بزرگ و بلند تشکیل شده در قبر بزرگان و شهدا را می توان در کثرت تعداد شرکت کننده در مراسم تدفین و بالطبع کثرت تعداد هفت بیل خاک ریخته شده بر روی قبر نیز توجیه کرد. آرمینیوس وامبری محقق مجاری، ضمن سیاحت در ترکستان به سال 1862 در خصوص مراسم خاکسپاری ترکمن ها چنین می نویسد: «وقتی که یکی از روسای برجسته یعنی کسی که به دریفت لقب باتر (دلاور) نائل شده باشد، بمیرد، رسم است که یک یسکا (تپه کوچک) روی قبرش برپا می کنند هر ترکمن باید با ریختن دست کم هفت پارو خاک در آن شرکت کند) نام روستای باش یوسقا نیز برگرفته از 5 یوسقای باستانی در نزدیکی روستاست.

سویجی وال
مترادف سویجی در زبان فارسی،شیرین است و وال به رودخانه اطلاق می شود. امروزه نیز شاخه ای از رود قره سو از شرق به جنوب روستای سویجی وال می گذرد؛ احتمالا نام روستا نیز در ارتباط با این رودخانه است.

امچلی
(امچه) به نوعی کنده درخت گفته می شود و (لی) پسوند نسبیت است. نام این روستا نیز به احتمال قوی برگرفته از پوشش گیاهی زیستگاه مردمان آن دیار است.

آق توقای
به فضاهای سبزی که در میدان های باز حاشیه برخی از رودها (بیشتر در سیلاب خور و یا بستر های پیشین رود ها در سطوحی ما بین بستر رود و زمین طبیعی جوار آن) تشکیل می شود و دارای بوته و درختچه و درختان کوچک است، توقای گفته می شود. و آق به معنای پاک و سفید است. روستای آق توقای از توابع مراوه تپه در حاشیه شمالی رود اترک تشکیل شده است.

دوزالوم
به معبر یا آبشخور رود و جایی که بتوان از رود گذر کرد و یا احشام را به آب داد الوم گفته می شود. دوز به دشت و صحرا اطلاق می شود. روستای دوز الوم در شمال دریاچه دانشمند و شرق رود اترک قرار دارد.

گلی داغ
کوه گلیداغ در شمال شرقی کلاله در فصولی از سال با نشاندن انواع گل های وحشی برگرده خود شکوه و زیبایی خاصی به خود می گیرد. روستای زیبای گلیداغ در دامنه این کوه پرگل جای گرفته است. نام روستای پالچوقلی نیز بدین منوال برگرفته از کوه پر گل پالچوقلی است.

چاپاقلی
چاپاق نام نوعی ماهی دریای خزر است. این روستا در ساحل دریای خزر مابین بندرترکمن و خوجه نفس جای گرفته است. چاپاق از صید های اصلی ساکنین آن به شمار می رود.

یلقی سورولن
یلقی سورولن به چراگاه و پرورشگاه گله های اسب اطلاق می شود. این روستا بر پهنه دشتی تماشایی با تپه ماهورهایی کم ارتفاع در شمال رشته کوه گلیداغ جای گرفته است.

آق امام
بقعه آق امام که از اماکن مقدس منطقه شمرده می شود در راس تپه ای در جنوب گنبد جای گرفته است. بعدها روستایی که در دامنه تپه تشکیل شده نیز به همین نام شهرت یافته است. این روستا با الهام از تیره و طایفه ساکنینش قزلجه آق امام نیز خوانده می شود. در باور ترکمنان قرنگکی امام، قزل امام و آق امام سه برادر هستند. قرنگکی امام همان امامزاده یحیی ابن زید در جنوب گنبد و قزل امام در قارری قالاری ترکمنستان به خاک سپرده شده است. بقعه آق امام را مقبره امامزاده محمد ابن زید می دانند.

اینچه برون
این روستا در شمال صحرای ترکمن در حاشیه جنوبی رودخانه اترک واقع شده است. بزرگان روستا وجه تسمیه آن را دماغه باریکی می دانند که رودخانه اترک در سالهای پرآب خود در شمال شرقی روستا پدیده می آورده، طوریکه گذر از رودخانه از این نقطه سهل تر از دیگر نقاط بوده است. «دماغه باریک (نازک)» برگردان فارسی اینچه برون است.

داشلی برون
به مفهوم دماغه سنگی، این روستا نیز در حاشیه جنوبی رود اترک وسعت یافته است. نام این روستا نیز نشات گرفته از جغرافیای طبیعی محل تشکیل روستا و احتمالا برگرفته از دماغه ای سنگی در مسیر گذر رود اترک در آن نواحی است.

حاجی قوشان
نام اصلی این روستا «آجی قوشان» است. امروزه نیز بسیاری از روستاییان آن را به این نام می خوانند. «آجی» به معنای تلخ و «قوشان» مشتتق از «قاوشماق» به مفهوم به هم رسیدن و واصل شدن است. رود فصلی «آجی کال» در اطراف این روستا به گرگان رود می پیوندد. (رودهایی که در گذشته به دریای خزر می ریخته در مسیر خود بستری با بریدگی هایی جوانب تشکیل داده اند که در محل «کال» نامیده می شود. این بستر که عموما مسیر رودهای فصلی منطقه است در روزهای مساعد پرآب از جنب و جوش و زیبایی خاصی برخوردار می گردد.)
وجه تسمیه روستای حاجی قاوشان نیز با ارتباط با تلافی و پیوند آجی کال با گرگان رود است. اطلاق نام روستای همسایه آن چای قوشان نیز محتملا بر همین منوال بوده است.

آرخ
اصل این کلمه آریق به معنای رود و نهر است که به آرخ تغییر شکل یافته است. نامگذاری این روستا می تواند در ارتباط با رودی باشد که روستا در حاشیه آن شکل گرفته است. روستای آرخ در امتداد گرگان رود وسعت یافته است. آریق در عین حال نام طایفه ای از ایل یمود «شاخه جعفربای» است.

قره سو
این نام به فارسی «سیاه آب» معنی می دهد. روستای قره سو در حاشیه رود قره سو در مدخل دریای خزر شکل گرفته است. روستای یللی چشمه، آق سو، آق چشمه نیز نام خود از رودهایی گرفته اند که در حاشیه آن وسعت یافته اند. این رودها از شعب فرعی رود گرگان و اترک هستند.

آق قایا
این روستا در شمال گنبدکاووس و حاشیه شمالی رودخانه گرگان جای گرفته است. قایا به دیواره جانبی رودهایی که در بستری پایین تر از سطح زمین مجاور جریان دارند اطلاق می شود و می توان آنرا به پرتگاه نیز ترجمه کرد. یارتی قایا یعنی نیم پرتگاه نام روستایی دیگری است که در حاشیه رود گرگان، در حد واسط تپه بی بی شیروان و سد وشمگیر احداث شده است. در سراسر دشت، تپه ماهورهای طبیعی و در برخی نقاط نیز تپه هایی که با خاکریزی دستی بوجود آمده اند دیده می شوند. این تپه های مصنوعی هریک نام خاصی دارند و به احتمال قوی در زمان قدیم وسیله ارتباطی و ارسال اخبار (به وسیله علامات و روشن کردن آتش بر فراز تپه ها) بوده است. بسیاری از این تپه ها نیز در امتداد دیوار دفاعی قزل آلانگ (سد اسکندر) قرار گرفته اند و بقایای قلعه ها و ساخلوهای نگهبانی دیوار است که در فواصل معین احداث شده اند.
معروف ترین تپه های باستانی صحرا عبارتند از: قره دفه، سالیان دفه، اوچ دفه، اوادن دفه، بی بی شیروان، یاریم دفه، گوبگ دفه. نام گیری برخی از آبادی های ترکمن صحرا نیز متاثر از این تپه ها است که در زیر به تعدادی از آنها اشاره ای می شود.

اوقی دفه
به معنی تپه خواب. این روستا در 5- 6 کیلومتری جنوب اینچه برون و در دامنه تپه ای کم ارتفاع شکل گرفته است. بیشتر چوپانانی که گله های خود را برای چرا بدانجا می آوردند، جهت سهولت در امر کنترل گله بالای آن تپه که بر اطراف احاطه کامل داشته می رفته اند. بنا به گفته برخی از ساکنین روستا، استراحت و خواب نیمروزی چوپانان نیز بر روی آن تپه انجام می گرفته و بدین ترتیب بوده که کم کم نام اوقی دفه (اوخی دفه) بین مردم مرسوم شده و بعدها روستایی که در دامنه آن تپه تشکیل شده نیز با آن خوانده شده است.

قوشه دفه
در زبان ترکمنی قوشه برای جفت و دوتایی ها استعمال می شود. روستای قوشه دفه در جنوب شرقی بخش مراوه دفه واقع شده است. وجه تسمیه روستا به مناسبت وجود دو تپه مصنوعی و مشابه باستانی کنار هم است که در دشتی وسیع و هموار سر به آسمان کشیده است. این تپه ها گویا روزگاری برج و باروهایی داشته که از آن برای دیدبانی استفاده می شده است. دورنمای زیبای روستای قوشه دفه در کنار تپه های دوقلوی باستانی، ذوق و قریحه هر بیننده ای را برمی انگیزد.

اوچ دفه
در حاشیه جنوبی رود گرگان سه تپه کم ارتفاع که در یک امتداد و با فاصله چند صد متر از یکدیگر قرار دارند روستایی شکل گرفته است که با الهام از آن سه تپه، اوچ دفه نام گرفت.

قاراول دفه
در 7- 8 کیلومتری شمال غرب گنبد واقع است. روستا در جوار تپه ای با همین نام شکل گرفته است از نام قاراول دفه چنین برمی آید که در مقطعی از زمان این تپه برای نگهبانی و دیدبانی استفاده می شده است.

بی بی شیروان
روستا در نزدیکی تپه بی بی شیروان جای دارد که به قولی به نام یکی از زنان انوشیروان، شاه ساسانی نامیده شده است. بسیاری از محققین احداث دیوار قزل آلانگ را به فیروز شاه ساسانی نسبت می دهند و اینکه تکمیل آن تا زمان انوشیروان طول کشیده است. باستان شناسان تپه بی بی شیروان را بقایای قلعه ای مستحکم بر روی این دیوار دفاعی می دانند.

یاسی دفه
برگردان فارسی نام روستا تپه پهن است. این روستا در نزدیکی تپه ای پهن و کم ارتفاع واقع شده است. این روستا در درشرق تپه بی بی شیروان و در امتداد دیوار قزل آلانگ قرار دارد.

یاریم دفه
این روستا در شمال شرقی گنبد و در شمال روستای حاجی قوشان قرار دارد و در حاشیه آجی کال وسعت یافته است. روستا نام خود را از نیم تپه نسبتا کوچکی که در حومه اش قرار دارد گرفته است احتمال می دهند بخشی از این تپه با جریان رود و سیلاب ها دچار آب شستگی شده باشد و نیم تپه بدین گونه شکل گرفته باشد.

گمش دفه
گمش دفه به تعبیر فارسی آن ( تپه نقره ای ) شمالی ترین و قدیمی ترین شهر کرانه حاوری دریای خزر در محدوده ایران است. دیوار باستانی قزل آلانگ از شمال شرقی گمش دفه شروع می شود و تا حوالی گلی داغ در شمال شرقی کلاله ادامه می یابد. این دیوار که تاریخ احداث آن به زمان شاهان ساسانی می رسد با آجرهای سرخ رنگ ساخته شده است و بدین جهت قزل آلانگ (دیوار سرخ) نامیده شده است. وجه تسمیه گمش دفه، وجود و یا باور مردم در وجود نقره و فلزات گرانبها در ارتباط با خرابه های این دیوار و تپه های اطراف آن می باشد.

پیر آغاچ
نام روستای پیر آغاچ برگرفته از درخت کهنسالی است که در آن ریشه دوانده و در نزد عوام از قداست خاصی برخوردار است. اینگونه درختان اصطلاحا (دیلگ آغاجی) نامیده می شوند. دیده شده که بر این باور محتاجان و دردمندان با بستن پارچه ای به شاخه های درخت برآورده شدن آرزو و نیاز خود را نذر کرده اند.

می بینیم که جغرافیای طبیعی زیستگاه در نامگذاری روستاهای ترکمن صحرا تاثیر عمیقی داشته است. این تاثیر در تسمیه تعداد دیگری از روستاها که در ذیل آمده نیز به زیبایی نمایان است: قوری چای: رود خشک، قره بولاغ: چشمه سیاه (کدر)، اینچه سویی: آب باریک، اوچ قویی: سه چاه، اگری بوغاز: تنگه کج (خمیده)، آق قامیش: نی سفید، یکه چنار: چنار تنها، دکیلی تاش: سنگ نشانده شده (کاشته شده)، تقر دفه: تپه صاف و بدون پوشش، قوش دفه: تپه پرندگان.
نام بخش اندکی از روستاها نیز به دنبال وقوع امری مهم و غیرمعمول شکل گرفته است. روستاهای یسیر گچن به معنی ( گذرگاه اسیر ) از توابع کلاله، شاه وردی به مفهوم (قدمگاه شاه) و شاه کسن به مفهوم (قتل گاه شاه) در جنوب رودخانه چندیر (خراسان) از این تیپ روستاها هستند.
ارم آباد در حومه گنبد را محل استقرار قشون روس تحت لوای (کمیسیون روس) در عصر قاجاریه (1320 ه.ق) و ارم را برگرفته از کلمه لاتین آرمی به مفهوم ارتش و قشون می دانند. در این راستا این نام یادآور خاطره ای ناخوشایند از آن دوران می باشد.

حبیب ترکمن
سلام دوستان به اتاق ترکمن خوش اومدین (پاراخات لیق اوچین سایراسین دیلیم آبادان لیق اوچین ایشله سین الیم آدم لار دوست دوغان لیق آرزوم هم دنیانیگ یوزنده بولماسین ظلم مختومقلی فراغی) (ماوی آسمانلی اولکامی/غم باسماسین هیچ هاچان) (تازه یولی کهنه یولا غوشلاما/کهنه دان پند آلمانی تازانی باشلاما/دوست یار تاپماغ واجبدیر/اما تازه تاپدم دیب کهنه نی تاشلاما) حبیب
فهرست اصلی
دوستان
کدهای اضافی کاربر



Untitled Document
دریافت کد خوش آمدگویی

دریافت کد موزیک
http://emingharib.persiangig.com/habib/bghabib.jpg