نویسنده: حبیب ترکمن - چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠


گِرِک زادینگ تاپیلماسا اؤزونگده
خایری یوْقدوُر سانگا ایلدن نه پیدا
مانی‌سی بوْلماسا دیییأن سؤزونگده
اوْن قاریش هم بوْلسا دیلدن نه پیدا

سر اِتسنگ دونیأنینگ گؤتی - باشینا
قیمّاتی یوْق بیر ساغاتلیق خوْشینا
نأچه‌‌سی اینجیدیپ دوره داشینا
بیدِرِک قال بیلن قیلدان نه پیدا

اؤزونگدن اؤنْگـونینگ بوْلماسا اگر
اؤز ایسینگی برمز هر اؤنِن جیگِر
ذُریات‌سیزا اوْغوُل دونیأیه دگِر
زر بیلن آلینان قوُلدان نه پیدا

ینگّه‌سی داقیلان ییگیت‌لر یـوزی
آچیلماز اومـوردن قیزدا دیر گؤزی
سوْراشسانگ اؤزوندن دییر بوُ سؤزی
قیز بوْلان یرلرده دوُل‌دان نه پیدا

باغبان بوْلماسا بیر گـولـوستانا
دوْغری گـول بیتأیمِز شیله بوْستانا
سایراماز هیچ بیلبیل شاد و مستانا
هر زاغ و زاغانا گـولدن نه پیدا

خایری یتیشمه‌سه غاریبا بایینگ
حوْرماتی کؤپ بوْلار سخی گدایینگ
راضی‌لیغنی آلجاق بوْلسانگ خدایینگ
صرف ایله «سرخوْش» سن پوُلدان نه پیدا

نویسنده: حبیب ترکمن - چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠

ملا قلیچ متخلص به «مسکین قلیچ» در سال 1268 ه.ق در قارری قلعه –ترکمنستان- در خانواده‌ای بی بضاعت ولی متدین بدنیا آمد. او برادری بزرگتر از خود نیز داشته است. اما دربارة او چندان معلوماتی به ما نرسیده است.

ملا قلیچ از طایفه (گوکلان، تیرة آتا) بوده و سواد اولیه را از مکتب خانة زادگاه خود فرا گرفته است.

پدرش او را برای ادامه تحصیل به مدرسة«بخارای شریف» می‌فرستد. ملا قلیچ در زمان تحصیل از داشتن نعمت پدر و مادر محروم می شود. درآن زمان شاعر بیش از هیجده سال سن داشته است.زیرا در شرح حال وی آورده اند:

«وقتی مسکین قلیچ در هیجده سالگی تحصیل می‌کرد،پدر و مادر او ساکن قارری قلعه بودند.»

او قبل از اینکه به میان «گوکلان»‌های ایران بیاید،در روستای«نوربردی خانِ تکه»با نام«ساری بخشی» به همراهی«سید علی»به نوازندگی و خوانندگی می‌پردازد. اما خود شاعر در آثارش به این اشاره نکرده است.مسکین قلیچ با اسبی که نوربردی خان به او می‌دهد به نزد گوکلان‌های ایران می‌آید. اما برادرش در«قارری قلعه» ماندگار می‌شود.

مسکین قلیچ بعد از اینکه میان گوکلان‌های ایران می‌آید.شخصی به نام«نوریاغدی قره‌داشلی»در«پیشکمر»

(بایندر سابق) از توابع شهرستان مینودشت ،کلاله او را به عنوان پسر خوانده خود می‌پذیرد.

شاعر در همان منطقه در سن سی و دو سالگی با زنی به نام عایشه(متوفای 1348ه.ق) ازدواج می‌کند. او از عایشه صاحب دو دختر به نام‌های«اراز بی‌بی»و«آق بیکه»و یک پسر به نام«حاجی حسن»ملاقلیچ را به عنوان پیش امام مسجد (امام جماعت) به آن روستا می‌برد. ملاقلیچ در آنجا مکتب خانه‌ای دایر می‌کند و به تعلیم قرآن و احکام می‌پردازد.

مسکین قلیچ تا پایان عمر در روستای«حاجی حسن» می‌ماند. او سرانجام به سال 1327ه.ق در سن پنجاه و هشت سالگی همانجا فوت می‌کند. و در قبرستانی بنام«کاظم خوجه»در جنوب روستای حاجی حسن در دامنة کوهی بنا به وصیت خود شاعر حتی محل آن را نیز تعیین کرده بود،به دست«غایب‌قلی»معروف به «قاقا ملا»به خاک سپرده می‌شود.

امروزه روستایی بنام«کاظم خوجه» در اطراف مراز مسکین قلیچ به وجود آمده است که اهالی آن را مردانی از ترکمن و برادران سیستانی تشکیل می‌دهند. باری زیارت آرامگاه کاظم خوجه و مسکین قلیچ زائرانی از دور و نزدیک به آنجا می‌آیند. اما با تأسف باید ازعان کرد که تاکنون هیچگونه توجهی به آرامگاه آن بزرگان که در شأن ایشان باشند انجام نگرفته است. جا دارد مسئولین محترم در مرمت قبورایشان وراه‌های ارتباطی زائران اقدامات مقتضی به عمل آورند.لازم به یادآوری است که فاصله کاظم خوجه تا کلاله تقریباً بیست کیلومتر است.

خصوصیات اخلاقی و ادبی شاعر:

مسکین قلیچ،مردی صادق و امین،متواضع و خود کم بین و صوفی مسلک بوده است و به همین خاطرنیز تخلص ادبی خود را «مسکین» برگزیده است. شاعر و عارف گمنام معتقد بود که کمال آدمی در تقوا و شکسته نفسی است.چنانکه معروف است فرموده:«کملیک ایله کمال بار.» یعنی کمال خود کم بینی است.

او دارای هوش و حافظه قوی بود و قریحه شاعری و افری نیز داشته است. مسکین قلیچ شاعری معتقد و متدین بود و اشعارش بهترین گواه آن است. شاعر نسبت به مسائل جامعه بی تفاوت نبوده،بلکه به عنوان یک مسلمان معتقد و متقی به نقد و انتقاد از مفاسد و بی عدالتیهای اجتماعی،اقتصادی و سیاسی پرداخته است. او با سرودن شعری درباره حادثه غم‌انگیز«گوک تپه» شهری در ترکمنستان ضمن افشای جنایات روسها،آن را جاودانه ساخته است والحق به وظیفه خطیر شاعری خود جامة عمل پوشانده است.

از مسکین قلیچ یک دیوان شعر به یادگار مانده است که تقریبا 102 عنوان شعر در آن آمده است.این دیوان به اهتمام «حاج مراد دردی قاضی» به سال 1347 چاپ و نشر شده است.موضاعات اشعار او را اغلب مضامین دینی،اجتماعی،و عرفانی تشکیل می‌دهد. کلام او بیشتر به اشعار مخدومقلی فراغی می‌ماند و می‌توان گفت از پیروان و متأثرین سبک کلام گهر بار مخدومقلی است. روحش شاد باد.

بازماندگان مسکین قلیچ: عایشه همسر شاعر در سال 1348ه.ش درگذشت است. رازبی بی(دختر شاعر) بعد از فوت پدر با پسر عموی خود ، تقی ، ساکن قارری قلعه ، به ترکمنستان می‌رود. چنانکه از نامه

«خوجه لی ملا » به آکادمیک ساموئیلویچ بر می‌آید، بعد از فوت مسکین قلیچ ،برادرش بازماندگان او را

(لا اقل یکی از دخترانش را) همراه خود به ترکمنستان برده است.

اما آق بیکه دیگر دختر شاعر در ایران با مردی بنام «تاجی کر» ازدواج می‌کند.اغلب اطلاعاتی که محققین از زندگی مسکین قلیچ ثبت کرده‌اند از زبان همین دختر و داماد شاعر بوده است.

آق‌بیکه در سال 1363ه.ش چشم از جهان فرو بسته است. از او فقط یک دختر بنام «گل بی بی» مانده است.

گل بی‌بی‌در روستای «کسر پیشکمر» زندگی می‌کرده واز اونیزدو پسر بنامهای «الله قلی»و«جمعه قلی ممی‌پور»

به جای مانده اند. آنها اکنون در قید حیات هستند و در همان روستای«کسر پیشکمر» زندگی می‌کنند.

نویسنده: حبیب ترکمن - سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠
یورگ لرده سویگی اودی اوچمه سن .
وعده برن وعده سندن گچمه سن
گلستانده سایراب دورون بلبل لر عمر بویی گل یاندن اوچماسن...
نویسنده: حبیب ترکمن - سه‌شنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٠
ایچرگی
نمد کوچکی است به طول وعرض حدود نیم متر، جنس آن بیشتر از نمد است. قبل از اینکه زین اسب را بگذارند، ایچرگی را پشت اسب زیر زین اسب، می گذارند تا هنگام سوارکاری فشار و ضربه های وارده از طرف زین بر ستون فقرات و پشت اسب جلوگیری کند.

تیکیلتکی
جزو پوشش آلات اسب می باشد.از جنس نمد و چرم بوده وبه صورت نمدی ضخیم با رویه چرمی است که روی ایچرگی، قبل از زین ( ایر ) گذاشته می شود. کار تیکیلتکی این است که از حرکت کردن و سرخوردن زین بر روی ایچرگی جلوگیری می کند.

گزرمن کچه
جزو پوشش آلات اسب می باشد، گزرمن کچه پوششی است از جنس نمد که بر روی ایچرگی گذاشته می شود.

قزل جل
جزو پوشش آلات اسب ترکمن می باشد، جنس آن از نمد و پارچه ای قرمز رنگ بوده و به این صورت است که نمد و پارچه ی قرمز رنگ بر روی هم دوخته می شوند. این پوشش از روی گزرمن کچه گذاشته می شود و همچنین قبل از شروع مسابقات، بعد از آماده شدن اسب تا شروع مسابقات، از روی زین اسب این پوشش را روی اسب می اندازند و دارای بندی نیز می باشد که از جلوی گردن اسب بسته می شود.


ادامه مطلب ...
نویسنده: حبیب ترکمن - دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠

مُد در دنیای امروز کم کم جای فرهنگ های غنی قوم های مختلف را می گیرد و نوع پوشش را به سمت لباس هایی که در شو های ماهواره ای تبلیغ می شوند سوق می دهد.

حتما شما نیز در خیابان با تیپ های مختلف مد، که جوانان خود را به آن صورت آرایش می کنند، دیده اید. دختران و پسران زیادی که هر روز به سمت مد کشیده می شوند و از نظر آنها کسی که از این قافله عقب بماند دمده است. اما آیا این جوانان به این فکر کرده اند که به چه قیمت خود را فدای مد و فرهنگ بیگانه می کنند و تیپ لباس و مدل موهایشان را آنچنان که در برنامه های تبلیغاتی بیگانه می بینند، آرایش می کنند.

امروزه در هر شهری برویم با مُد روبرو هستیم، ولی اگر مد بخواهد فرهنگ غنی یک قوم را از بین ببرد، آیا مردم باز هم حاضر خواهند شد که خود را سوار قطار مد کنند؟

متاسفانه در ترکمن صحرا شاهد آن هستیم که مردم ترکمن، کم کم از پوشش سنتی خود فاصله می گیرند و به سمت مد سوق پیدا می کنند. برای دیدن این مسئله کافیست فقط یک روز در خیابان های یکی از شهرهای ترکمن صحرا قدم بزنیم، دختران و پسران ترکمنی را خواهیم دید که خود را شبیه مانکن های داخل شو های ماهواره آرایش می کنند و آرایش و لباس های کوتاه و چسبانی را می پوشند که با فرهنگ پوشش ترکمن بیگانه است.

پوشش ترکمن، پوششی است که علاوه بر تنوع رنگ و زیبایی لباس های آن، حجاب زن را به طور کامل رعایت می کند و این خود یک نوع امتیاز برای لباس ترکمن است، اما چرا با این اوصاف دختران ترکمن بیشتر گرایش به پوشیدن بلوز ، دامن ، مانتو ، شلوار و شال هایی دارند که علاوه بر نا زیبا و تنگ بودن، حجاب کافی را نیز ندارد و اینگونه نجابت، حجب و حیای دختران ترکمن که زبان زد خاص و عام است، زیر سوال می برند. آیا این فقط به خاطر متمدن (عامیانه= باکلاس) بودن است؟!!!

چرا جوانان ترکمن ما باید خود را با فرهنگ ترکمن بیگانه بدانند؟ چرا به جای پوشش زیبای ترکمن، لباسهایی بپوشند که برهنگی را تبلیغ می کنند؟

نویسنده: حبیب ترکمن - دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠

این مطلبی که می خواهم بنویسم نه گله است نه انتقاد و نه ... ، فقط درد و دل یک جوان ترکمن است. درد و دل درباره ی زبان مادری، زبانی که از وقتی به دنیا می آییم تا لحظه ای که این دنیا را به درود می گوییم، در گوشمان زمزمه می شود. هنوز هم صدای لالایی مادربزرگم را که لالایی های زیبای ترکمنی را برایم می خواند را از یاد نمی برم. شاید جوانهای امروز ترکمن صحرا خیلی کمتر آن لالایی ها یادشان باشد ولی اگر از بزرگترها سوال کنید به شما خواهند گفت که لالایی مادر و مادربزرگشان را که جزو شیرین ترین خاطرات کودکی است را هیچ وقت فراموش نمی کنند. لالایی که اشعار آن با خون و جان قوم ترکمن گره خورده است ولی امروزه دیگر صدایی از آن آواز های شیرین مادرانه را نمی شنویم.
اینکه زبان رسمی کشور فارسی است و کودک مان باید بتواند به فارسی صحبت کند را قبول دارم ولی چرا از همان بدو تولد باید این زبان را یاد بگیرد. چرا نباید ابتدا بتواند به زبان مادری خودش صحبت کند، دوستانی دارم که با اینکه پدر و مادرشان ترکمن هستن ولی نمی توانند به زبان ترکمنی صحبت کنند. آیا این برای ما ننگ نیست که نتوانیم به زبان مادریمان صحبت کنیم. من خیلی کوچکتر از آن هستم که بخوام به پدر مادرها بگویم که چرا با فرزندتان به فارسی صحبت می کنید؟! چرا شعرهای فارسی برایشان می خونید و چرا لالایی ترکمنی نمی خوانید؟ و چراهای دیگر!!!</span>

 
نویسنده: حبیب ترکمن - دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠

فرش ترکمن تنها یکی از هنرهای بی نظیر دختران ترکمن میباشد

نویسنده: حبیب ترکمن - دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠

گل یاقا مخصوص دختران ترکمن

نویسنده: حبیب ترکمن - دوشنبه ٢٧ تیر ۱۳٩٠

 به گزارش خبرنگار سایت دانشجویان و دانش آموختگان ترکمن از گنبد، اسدالله معطوفی نویسنده و مورخ نامدار گرگان در جمع اعضای شعر و ادب میراث و دیگر علاقمندان فرهنگ و تاریخ و ادبیات ترکمن عصر جمعه 10/6/1385 در گنبد حضور یافت و درباره تاریخ ترکمن به ارائه سخنرانی پرداخت. بنا به اهمیت سخنان این استاد بر جسته که حدود چهار هزار صفحه درباره تاریخ ترکمن ها مطالبی ارزنده به رشته تحریر در آورده است و آثاری ارزشمند از خود به یادگار گذاشته است، در ذیل می آید.

اغوز جد بزرگ ترکمنها، ترکها، ازبکها، قزاق ها می باشد.ذکر این نکته الزامی است که مغول با ترک تفاوت دارد. و مغول را نباید ترک نامید.
سه کلمه در تحقیقاتم خیلی مهم است: اغوز-ترک-ترکمن

در اسطوره ها می گویند که کیومرث بن یافث ترکستان را به امارت خود در آورد. وی پسری به نام ترک و اشکارس و ریباری داشت.
کتاب خواجه نصرالدین فضل الله همدانی یکی از مستندترین تاریخ ها درباره ترکمن ها می باشد.وی فصول خیلی زیبایی درباره ترکمن ها آورده است.
رشید الدین در کتابش درباره تاریخ اسطوره ای ترکمن ها می نویسد:
نوح سه پسر به نامهای یافث- حام –سام داشت. یافث هفت پسر داشت که یکی اش ترک بود. یعنی جد ترکان و پسر وی الیجه خان نام داشت.
خواجه رشید الدین خود بین ترکمنها در آن زمان می زیسته است.

به هزار سال پیش می رسیم که آرام آرام کلمه ترکمان را در تواریخ می بینیم. این ها اغوزهایی بودند که از دیگر ترکها جدا شدند و در اطراف سیحون و جیحون سکنی گزیدند.اولین منابع ایرانی به مانند بیهقی-عبدالطیف قزوینی- راحه الصدور- خواج رشید الدین به کلمه ترکمن ها اشاره دارد. ترکهایی که به اسلام روی آوردند و ترک ایمان نامیده شدند.
اولین کسی که به کلمه ترکمن اشاره کرد «مقدسی» بود. وی 1100 سال پیش در کتابش از ترکمنها نام برد. به سال 395 هجری قمری می رسیم که مرکز ترکمنها اسپیجاب- طراز- سمرقند و چاچ بوده است. گردیزی در کتابش آورده است که ترکمن ها به تجارت دام مشغول بودند.در مدارک فارسی اکثرا کلمه ترکمان را می بینیم. درباره وجه تسمیه ترکمن ها گفته اند. ترک نیرومند- ترک مانند- ترک با ایمان- و غیره.


ترکمنها بعد از اسلام امپراطوری بزرگ سلجوقیان را تشکیل می دهند. وسیع ترین و قدرتمندترین امپراطوری که در ایران ایجاد شد.
یبغو رهبران و سران سلجوقیان بودند که امروز آق سقال و یاش اولی گفته می شود.مسعودی یک جا اشاره می کند به شاهان توقوز اغوز، سه سال بعد از او استخری از حدود سر زمین غز نام می برد.

حبیب ترکمن
سلام دوستان به اتاق ترکمن خوش اومدین (پاراخات لیق اوچین سایراسین دیلیم آبادان لیق اوچین ایشله سین الیم آدم لار دوست دوغان لیق آرزوم هم دنیانیگ یوزنده بولماسین ظلم مختومقلی فراغی) (ماوی آسمانلی اولکامی/غم باسماسین هیچ هاچان) (تازه یولی کهنه یولا غوشلاما/کهنه دان پند آلمانی تازانی باشلاما/دوست یار تاپماغ واجبدیر/اما تازه تاپدم دیب کهنه نی تاشلاما) حبیب
فهرست اصلی
دوستان
کدهای اضافی کاربر



Untitled Document
دریافت کد خوش آمدگویی

دریافت کد موزیک
http://emingharib.persiangig.com/habib/bghabib.jpg